مستی
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٧  کلمات کلیدی: خیام ، می ناب ، ساقی
من بی می ناب زیستن نتوانم   بی باده کشید بارتن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید   یک جام دگر بگیر و من نتوانم

«خیام»


 
از دوست داشتن
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٠  کلمات کلیدی: فروغ فرخزاد ، دوست داشتن

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه می کارد

 شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را

دوباره می سوزد

عطش جاودان آتش ها

آری، آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب بجای می ماند

عطر سکر آور گل یاس است

 آه، بگذار گم شوم

 در تو

کس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

آه، بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنیان رؤیاها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم، تو، پای تا سر تو

زندگی گر هزارباره بود

بار دیگر تو، بار دیگر تو 

آنچه در من نهفته دریائیست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین توفانی

کاش یارای گفتنم باشد

بسکه لبریزم از تو، می خواهم

بدوم در میان صحراها

سر بکوبم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

بسکه لبریزم از تو، می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه تو آویزم

 آری، آغاز دوست داشتن است

گر چه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

«فروغ فرخزاد»