قاصدک

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
 بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
 برو آنجا که تو را منتظرند
 قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
 دست بردار ازین در وطن خویش غریب
 قاصد تجربه های همه تلخ
 با دلم می گوید
 که دروغی تو ، دروغ
 که فریبی تو. ، فریب
 قاصدک! هان ، ولی ... آخر ... ای وای
 راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
 قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
 در دلم می گریند.

«مهدی اخوان ثالث»

/ 7 نظر / 27 بازدید
مهسا

چه باسلیقه شعرا رو انتخاب میکنی..مرسی. به منم سر بزنی خوشحالم میکنی دوستم.[گل][لبخند]

گندم سبز

سلام سلام با معرفت و بی معرفت نداره! مهم اینه که دوستامونو از یاد نبریم که قطعآ برای شما هم همینطوره شعر گفتن به دل و رو نیست کمی فرصت میخواد و... کمی ذوق که مشخصه شما دومیشو دارید! پس سعی کن پیروز باشی

گندم سبز

سلام سلام زیارت قبول رهگذر گذرت افتاد برای من هم یادداشتی بذار! رفتن هم سخت و هم آسان اما... پيروز باشي

الهام

گاهی لای آرزوهایم گیر می کنم.. اتاقم کوچک است.. اگر به میهمانی ام می آیی تنها بیا ! اتاقم پر از آرزوست.. و اگر خوب نگاه کنی ، زیاد غصه نمی خوری .. [گل]

گندم سبز

سلام سلام آخرین بار که به دلت بخاطر خودت گوش دادی ،كي بود؟ .... پيروز باشي

نیمای دورازدیار

سلام مهربون[گل] همیشه از خوندن این شعر زیبا لذت میبرم.. دستت درد نکنه[گل]