عاشقانه

ای شب از رویای تو رنگین شده

سینه از عطر توام سنگین شده

ای تپش های تن سوزان من

آتشی در سایه ی مژگان من

ای دو چشمانت چمنزاران من

داغ چشمت خورده بر چشمان من

پیش از اینت گر که در خود داشتم

هر کسی را تو نمی انگاشتم

آه ای با جان من آمیخته

بستر رگهام را سیلاب تو

ای به زیر پوستم پنهان شده

همچو خون در پوستم جوشان شده

عشق دیگر نیست این ،این خیرگیست

چلچراغی در سکوت و تیرگیست

عشق چون در سینه ام بیدار شد

از طلب پا تا سرم ایثار شد

این دگر من نیستم ، من نیستم

حیف از آن عمری که با من زیستم

ای تشنج های لذت در تنم

ای خطوط پیکرت پیراهنم

آه می خواهم که بشکافم زهم

شادیم یکدم بیالاید به غم

آه، می خواهم که بر خیزم زجای

همچو ابری اشک ریزم های های

ای نفس هایت نسیم نیمخواب

شسته از من لرزه های اضطراب

خفته در لبخند فرداهای من

رفته تا اعماق دنیاهای من

ای مرا با شور شعر آمیخته

این همه آتش به شعرم ریخته

چون تب عشقم چنین افروختی

لاجرم شعرم به آتش سوختی

«فروغ فرخزاد»

/ 8 نظر / 9 بازدید
گندم سبز

سلام سلام ببخش دیر اومدم گفته بودی شاید دلگیرم... دلگرفتگی نیست ،دلدادگیست و سراسر شادی باز هم انتخابي خوب ممنون كه اومدي پيروز باشي

گندم سبز

سلام سلام شما چی فکر می کنید؟ برنامتون چیه (چی بوده)؟ پیروز باشی

نسیم

سلام شعر خوب بود ولی نه به خوبی قبلی ها به روزم[گل]

همراز

ای کاش، شب طولانی انتظار به پايان ميرسيد و از افق صبحی روشن می دميد تا باز هم مهربانی را، در چشمان سرشار از محبتت، بخوانم... ای کاش ! به من هم سربزن قدمت رو چش

غزلسـُـرا

سلام گرامی[گل] وبلاگ وزینی دارید... [گل] امیدوارم این بازدیدها باب دوستی را بگشایند... انشالله [گل]

دوست شما

مي‌خواستم كمي سر به سرتان بگذارم و بگويم حتماً طوري ازدواج كنيد كه بقيه عمرتان صرف حل كردن هزاران مسئله و گرفتار آمدن به آنها شود! به اين ترتيب، كاملاً زمان و انرژي‌تان به هدر رفته و با خيال راحت مي‌توانيد عمرتان را بر باد رفته بدانيد و مطمئن شويد كه نه تنها به هدف اصلي نخواهيد رسيد بلكه اصولاً هدف اصلي را فراموش خواهيد كرد! اما دلم نيامد ادامه‌اش دهم، به نظرم خيلي وحشتناك است كه همه‌ي سرمايه‌ي انسان در اين دنيا، يعني عمر، به همين راحتي به هدر برود. به ياد آن ضرب‌المثل قديمي افتادم كه مي‌گويد: «يك ديوانه سنگي را در چاه مي‌اندازد كه صد عاقل نمي‌توانند آن را از چاه در‌آورند». حتماً منظورشان همين بوده كه وقتي كاري از روي بي‌فكري انجام مي‌شود، اگر صدها نفر بخواهند مشكلات آن را حل كنند موفق نمي‌شوند! تصميم ازدواج هم از همان تصميم‌هاست كه اگر از روي ناآگاهي، بي‌فكري، هوس يا توهمات گرفته شود، مسايل زيادي را به دنبال خواهد داشت. در واقع ازدواج، خودش هدف نيست كه مجبور باشيم براي رسيدن به آن، شرايط سخت و طاقت‌فرسايي را قبول كنيم يا خود را گرفتار مسايل و مشكلات جديد و لاينحل نماييم، بلكه خود، وسيله و راهي اس

دوست شما

مي‌خواستم كمي سر به سرتان بگذارم و بگويم حتماً طوري ازدواج كنيد كه بقيه عمرتان صرف حل كردن هزاران مسئله و گرفتار آمدن به آنها شود! به اين ترتيب، كاملاً زمان و انرژي‌تان به هدر رفته و با خيال راحت مي‌توانيد عمرتان را بر باد رفته بدانيد و مطمئن شويد كه نه تنها به هدف اصلي نخواهيد رسيد بلكه اصولاً هدف اصلي را فراموش خواهيد كرد! اما دلم نيامد ادامه‌اش دهم، به نظرم خيلي وحشتناك است كه همه‌ي سرمايه‌ي انسان در اين دنيا، يعني عمر، به همين راحتي به هدر برود. به ياد آن ضرب‌المثل قديمي افتادم كه مي‌گويد: «يك ديوانه سنگي را در چاه مي‌اندازد كه صد عاقل نمي‌توانند آن را از چاه در‌آورند». حتماً منظورشان همين بوده كه وقتي كاري از روي بي‌فكري انجام مي‌شود، اگر صدها نفر بخواهند مشكلات آن را حل كنند موفق نمي‌شوند! تصميم ازدواج هم از همان تصميم‌هاست كه اگر از روي ناآگاهي، بي‌فكري، هوس يا توهمات گرفته شود، مسايل زيادي را به دنبال خواهد داشت. در واقع ازدواج، خودش هدف نيست كه مجبور باشيم براي رسيدن به آن، شرايط سخت و طاقت‌فرسايي را قبول كنيم يا خود را گرفتار مسايل و مشكلات جديد و لاينحل نماييم، بلكه خود، وسيله و راهي اس