از قصیده آبی، خاکستری، سیاه

در میان من و تو فاصله هاست .
گاه می اندیشم ،
-
می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!

تو توانایی بخشش داری .
دستهای تو توانایی آن را دارد ؛
-
که مرا،
زندگانی بخشد .
چشمهای تو به من می بخشد
شور عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی.

دفتر عمر مرا،
با وجود تو شکوهی دیگر،
رونقی دیگر هست.

می توانی تو به من، زندگانی بخشی.
یا بگیری از من، آنچه را می بخشی.

*****

 ...

*****

من در آیینه رخ خود دیدم
وبه تو حق دادم.
آه می بینم، می بینم
تو به اندازه تنهایی من خوشبختی
من به اندازه زیبایی تو غمگینم.

چه امید عبثی،
من چه دارم که تو را در خور؟ -هیچ
من چه دارم که سزاوار تو؟ -هیچ

تو همه هستی من، هستی من
تو همه زندگی من هستی
تو چه داری؟ - همه چیز
تو چه کم داری؟ -هیچ
بی تو در می یابم،
چون چناران کهن
از درون تلخی دردآویزم را.
کاهش جان من این شعر من است.

آرزو می کردم که تو خواننده شعرم باشی.
-راستی شعر مرا می خوانی؟-
 نه ، دریغا، هرگز،

باورم نیت که خواننده شعرم باشی
 - کاشکی شعر مرا می خواندی!-

... .

حمید مصدق

/ 9 نظر / 11 بازدید
گندم سبز

سلام سلام اگر یلدا می دانست چنین دوستش خواهند داشت گل های آفتابگردان را تا ابد داغدار می کرد ... و باز زمستان منتظر گرمای حضور توست پارسی و پیروز باشی

نسيم

سلام مثل هميشه انتخاب خوبی بود من هم به روزم

پريا

سلام عزیزم متنت قشنگ بود خودت گفته بودی؟ من هم بعد از مدتی که در غلاف زنجیر زندگی بودم به روزم با "راه بهشت " منتظر نظرهای زیبایت پریا

سکوت شبانه

انتخابای خوب از مصدق کردی

سکوت شبانه

www.parstheme.com

گل هيچ

در شبان غم تنهايی خويش عابد چشم سخنگوی توام... سلام دوست من...خوشحالم که اولين بار سر زدم و با قصيده هميشه زيبای مصدق روبرو شدم...اخه من عاشق اين قصيده ام

گل هيچ

وب جالبی داری که از تمام شاعران ياد کردی ....

نسيم

سلام به روزم يه سر بزن