خوش به حالِ غنچه‌های نیمه‌باز

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه‌های شسته ، باران‌خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید

عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم‌نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک – که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من ، گر چه – در این روزگار
جامة رنگین نمی‌پوشی به کام
بادة رنگین نمی‌نوشی ز جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت – از آن می که می‌باید – تهی‌ست

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشة غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

«فریدون مشیری» 

/ 7 نظر / 8 بازدید
گندم سبز

سلام سلام چقدر دوستمان دارد او که... نوروزت تا همیشه پیروز پارسی و پیروز باشی

نسیم

سلام سال نو مبارک خوشحالم که بعد از مدتها دوباره شروع کردی به نوشتن من هم به روزم[گل]

فریبا

سلام . یه سری هم به من بزنید. ممنون

قناری

سلام رهگذر وبلاگ خوبی داری امیدوارم همیشه موفق و موید باشی

قناری

نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه می لغزد ولی یاران نمیدانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

دختر و پسر گیلانی

آپ نمی کنی دیگه؟ یه سری به گیلانیها بیا جالبه یه پست ویژه ست به امید دیدار